تبليغاتX
معراج
یا مهدی

یا مهدی

غمنامه ای از غربت یار

این من و او بدون شما ما نمی شود

 با تو سکوت غرق معما نمی شود

با دیده ای که باز به نا محرمان شده 

 می خواستم ببینمت اما نمی شود

داریم ادعا که گل نرگس علی 

 با این همه حبیب که تنها نمی شود 

 اما میان ذکر قنوت و نیایش دعا 

 یک دست هم برای تو بالا نمی شود

در بین لحظه ها و مکان ها و یاد ها

 جایی برای بودنتان وا نمی شود 

 این است حرف آخر این نسل روسیاه 

 وقتی دگر بیا که حالا نمی شود.

سلامتی و فرج یار غریب و تنهایمان صلوات......

یا مهدی

اللهم صلی علی محمد وال محمد وعجل فرجهم


 

نوشته شده توسط مرضیه در شنبه 8 بهمن1390 ساعت 8:27 موضوع عرفانی | لینک ثابت


آقا بیا...

آقا نیا!!
اینجا کسی دلش برای توتنگ نمی شود
اینجا بچه شیعه مسلمان رتبه اول سرچ سکس را در اینترنت دارد!
اینجا اینقدر که سرگرم بازی فوتبال هستند کسی دلش برای تو تنگ نشده
اینجا دعاهای عهد برای رو کم کنی و چشم و همچشمیست!
در برخی مداحی ها فقط نعره می زنند تامردم را به گریه وادارند
اینجا تلوزیون در برنامه زنده 90 برای مرگ ناصر حجازی 4 ساعت مرثیه سرایی می کند اما برای عروج مرجع تقلیدش....
آقا برخی در اینجا دنبال منافع خودشانند
حتما مطبوعات زنجیره ای سال های 76تا 79 را به خاطر دارید!
اینجا خیلی ها برای شما شرط گذاشته اند
اگر بخواهی به پست و مقام و ثروت من کار داشته باشی نیا!
اما نه آقا جان بیا
اما تو را به جان مادرت زهرا(س) مراقب خودت باش
اینجا یهود بین رکن و مقام 25دوریبن قوی کار گذاشته
روی ساختمان های مشرف به کعبه تک تیرانداز و لیزر تعبیه کرده تا به محض اعلام حکومت جهانی ات....
اینجا کوفه نشود
ندبه ها نامه نشود!
آقا بیا
به خدا دارم از غصه دق می کنم
اما نه
می ترسم ....
نیا
آقا تو را به خدا نیا
اما....


 

نوشته شده توسط مرضیه در شنبه 1 بهمن1390 ساعت 9:30 موضوع عرفانی | لینک ثابت


جهنمی زبان نباشیم

استاد فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمودند: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.


ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.

گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود.


 

نوشته شده توسط مرضیه در جمعه 30 دی1390 ساعت 13:29 موضوع عرفانی | لینک ثابت


گشایش در سختی

قبض وبسط دو نیرو هستند که مرتب به انسان ور می روند . به طوری که هیچ قدرتی نمی تواند جلو آنها را بگیرد . با جهت یا بدون جهت . ممکن است انسان کفران کرده باشد . یا نه اصلا خداوند مربی است می خواهد انسان را تربیت کند .

گاهی او را در غصه فرو می برد و گاهی هم در سرور را به روی انسان باز میکنند. در نهایت هم باز نشسته می شوند و دیگر نمی توانند به انسان ور بروند .

یعنی غم وغصه حزن می رود . خداوند مرحمت کند... 

حضرت امیر (علیه السلام) فرمودند :

هرگاه کسی محزون می شود چیزی از علمهای سابقش را به همراه ندارد .

کسی که یک عالم نور دیده است . حال عبادت دیده است حال قرآن دیده است فضاهای زیبای نیمه شب را دیده است الان که محزون شده است هیچ کدام همراه اون نیست .

چون اگر با او باشد نمیگذارد غم غصه بیایید .

مثل این است که کسی چهل سال نخست وزیر باشد و روزی به او بگویند : باید بروی! ازآن چهل سال چیزی به همراه ندارد به خاطر اینکه به او گفته اند باید برود از غصه زانو به بغل گرفته است .

راه خدا هم همین طور است.

وقتی خدا عبدی را ازروی مصلحت یا حکمت یا هرجهت دیگر محزون می کند واز آن سرورهای قبل چیزی به همراه ندارد . چاره ای نیست علاج آن فقط صبر است تا خداوند فرج را برساند .

وقتی قلب بسته می شود نمیتواند روزنه ای به سابق باز کند . اصلا فکر او کار نمی کند تا برای علاج مدرک و برهانی بیاورد .

می بیند از آن حالات خوب چیزی به همراه ندارد . یک مرتبه خداوند سرور را می آورد و دیگر چیزی از غم باقی نمی ماند .

مثل کسی که دو من تریاک تلخ خورده باشد . به مجرد این که حبه قندی به دهان می گذارد شیرین می شود .با اینکه تناسبی بین دو من تریاک و یک حبه قند وجود ندارد . برعکس آن هم همین طور است.

 

طوبای محبت -سخنرانی های حاج اسماعیل دولابی


 

نوشته شده توسط مرضیه در شنبه 24 دی1390 ساعت 14:4 موضوع عرفانی | لینک ثابت


»» بابا را چرا کشتند؟! ... ««

علیرضای عزیزمان از امروز فرزند شهید است

و تاج ِ سر ملتــــــ ایران

هرچند هیچکدام از این تقدیر ها، اگر باشد!

برای او "بابـــــا " نخواهد شد

خدا کند پاسدار خونــــ ِ پدر شهیدش باشیم

==============================

راستی چه کسی باید به علیرضای 4 ساله بفهماند

»» بابا را چرا کشتند؟! ... ««




 

نوشته شده توسط مرضیه در پنجشنبه 22 دی1390 ساعت 15:58 موضوع دل نوشته ها | لینک ثابت


آیا مى توان گفت فرشتگان و جنّیان هم در انتظار بسر مى برند؟

آیا مى توان گفت فرشتگان و جنّیان هم در انتظار بسر مى برند؟

گرچه ما به روایاتى كه دلالت بر منتظر بودن تمامى جنّیان و فرشتگان بكند برخورد نكردیم اما اخبار و احادیث بسیارى بیانگر منتظر بودن گروهى از فرشتگان و اجنّه هستند.

1 - أبان بن تغلب مى گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«.. آن گاه كه او(حضرت قائم عج) پرچم رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را به اهتزاز درآورد سیزده هزار و سیزده فرشته كه سالها منتظر ظهورش بوده أند به زیر پرچمش گرد مى آیند (و اماده نبرد مى شوند) همان فرشتگانى كه با نوح پیامبر در كشتى، با ابراهیم خلیل در آتش و با عیسى هنگام عروج به آسمان همراه بودند».[1]

2 - امام باقر(علیه السلام) مى فرمایند:
«فرشتگانى كه در جنگ بدر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) یارى دادند، هنوز به آسمان بازنگشته اند (منتظر ظهور حضرت اند) تا اینكه حضرت صاحب الامر را یارى رسانند و مقدارشان 5 هزار فرشته مى باشد».[2]

3 - محمد بن مسلم مى گوید:
«از امام صادق(علیه السلام) درباره ى میراث علم و اندازه ى آن پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود:

خداوند دو شهر یكى در شرق زمین و دیگرى در غرب آن دارد، در آن دو شهر، گروهى سكونت دارند كه نه ابلیس را مى شناسند و نه از آفرینش او آگاهى دارند، هرچند مدت یك بار با آنان دیدار مى كنم، آنان درباره ى مسائل مورد نیاز و چگونگى دعا از ما مى پرسند و ما به آنان مى آموزیم، هم چنین آنان درباره ى زمان ظهور حضرت قائم مى پرسند...

گروهى از آنان از روزى كه به انتظار حضرت قائم بوده اند هرگز سلاح خود را بر زمین نگذاشته اند و وضع آنان همین گونه بوده است، آنان از خداوند مى خواهند كه صاحب الامر را به آنان بنمایاند».[3]

4- امام على(علیه السلام) مى فرمایند:
«.. خداوند، حضرت مهدى(عج) را با فرشتگان جن و شیعیان مخلص یارى مى كند».[4]

با توجه به این روایات مى توان بیان داشت كه هم فرشتگان و هم برخى از جنّیان و هم موجودات ناشناخته دیگرى در انتظار و چشم به راه آمدن آن منجى عالم هستند.


 

نوشته شده توسط مرضیه در پنجشنبه 15 دی1390 ساعت 8:42 موضوع آخر الزمان وظهور | لینک ثابت


توبه ی فضیل

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

حقیقتا قرآن که کتاب زندگی و سعادت بشر است، کتاب هدایت است “هُدیً لِلمُتَّقینَ” (بقره/2) کتاب بشارت و انذار از بدی هاست “إِنّا أَرسَلناکَ بِالحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً” (فاطر/24) و از همه مهمتر وحی است، سخن خداست در نتیجه آیات نورانی اش بیدار کننده ترین عوامل هستند.

قرائت قرآن و استمرارش (یعنی روزانه حتماً تعدادی از آیات شریفه خوانده شود و در معنی آن تفکر گردد) باعث بیداری و جلوگیری از به خواب رفتن و مردن می شود. اثر تلاوت قرآن آنچنان قوی است که امام صادق (ع) می فرمایند: “لو قرأت الحمد علی میّت سبعین مرّة ثمّ ردّت فیه الرّوح ما کان ذلک عجبا“. یعنی: اگر سوره حمد را هفتاد مرتبه بر مرده ای بخوانی و روح به جسم او باز گردد شگفت نیست! در اینجا به داستان فضیل بن عیاض می توان اشاره کرده و اثر شگفت آیات الهی را مشاهده نمود:

توبه ی فضیل

فضیل بن عیاض در اوایل عمر و جوانی، راهزن بود و در همان اوقات، نسبت به یکی از زنان علاقه مند شده بود. وی شبی از شبها برای آنکه به وصال آن زن برسد، از دیواری بالا رفت تا به منزل او برود، ناگاه آواز گوینده ای را شنید که این آیه را تلاوت می نمود: “أَلَم یَأنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخشَعَ قُلُوبُهُم لِذِکرِ اللهِ” (حدید/16).

آیا وقت آن نرسیده است آنان که ایمان آورده اند، قلبهایشان از برای یاد خدا نرم شود.

همین که فضیل این آیه را شنید، با خود گفت: وقت آن شده که دل آهنین من، چون موم، از آتشِ توبه نرم گردد.

او همان شب، سر به بیابان نهاد و بعد از طی مسافتی، به کاروان سرایی رسید که جماعتی از کاروانیان در آنجا پیاده شده و به استراحت می پرداختند. نمیه ی شب، کاروانیان برخاستند و گفتند: برخیزید تا روانه شویم. یکی از آنها گفت: توقف کنید تا روز شود؛ زیرا که فضیل در راه است.

فضیل از شنیدن این حرف، ناراحت شد و به آنها گفت: جوانمردان! فضیل اکنون در مقابل شماست، از ناحیه ی او، خاطر جمع باشید و حرکت کنید.

رسم فضیل این بود که اموالی را که میدزدید، نام صاحبانش را در طوماری ثبت می نمود، بنابراین صاحبان اموال را طلبید و به هر نحو بود، رضایت آنان را به دست آورد. یک یهودی که فضیل از او مال زیادی دزدیده بود باقی ماند. آن یهودی در شام زندگی می کرد، بنابراین فضیل به شام رفت و یهودی را پیدا کرد و جریان توبه ی خود را به او گفت و از او حلالیت طلبید. یهودی به فضیل گفت: من سوگند خورده ام تا مال خود را نستانم، رضایت ندهم، و اکنون چون مالی در دست نداری، باید به خانه ی من بیایی و از پولی که من در زیر بساط دارم برداشته و به من بدهی، تا سوگند خود را نشکسته باشم و تو هم به مراد خود که رضایتمندی من است برسی. مرد یهودی فضیل را به خانه ی خود برد، آنگاه فضیل دست به زیر تشک وی برد و مرتب زر برداشته و به یهودی داد؛ تا هنگامی که ذمه ی خود را بری نمود.

مرد یهودی پس از مشاهده ی این جریان مسلمان شد و گفت: آیا میدانی که چرا مسلمان شدم! فضیل گفت: خیر!

مرد یهودی گفت: در کتاب آسمانی تورات خوانده بودم هرکس از امت محمد (ص)، براستی توبه کند، خاک برای او به خواست خداوند عالم، مبدول به طلا گردد. چون در زیر تشک من به غیر از خاک چیزی نبود، می خواستم تو را امتحان کنم و از این راه، حقانیت اسلام را هم بشناسم؛ به همین دلیل چون چنین دیدم، مسلمان شدم. (داستان های موضوعی، ص 95 با اندکی تصرف در ویرایش)

آری اینگونه آیات سراسر نورانی قرآن دریای دل هر انسانی را طوفانی و متلاطم و خروشان می کند. طوفانی که در پی آن آرامش در زندگی، همان گوهری که تمامی جوامع بشری به زعم و گمان خودشان در پی آنند خواهند رسید و اگر در سایه ی این آرامش روحی به بندگی و انس و مناجات با خدا ادامه دهد با طی مراحل کمالات به خدای عزیزش خواهد رسید.

فضیل عیاض به ما می گوید: گذشت از لذایذ پست مادی و دنیوی برای خشنودی محبوب واقعی و خدای عزیز انسان را به همه ی خوبی ها می رساند. باعث آشنایی و مأنوس شدن انسان با خدای مهربان و بهره مند شدن از زندگی بهشتی در دنیا و آخرت می شود.

آنقدر فضیل از این زندگی بهشتی اش لذت می برد از قرآن خواندن و مناجاتش لذت می برد که هرگز حاضر نیست با همه ی دنیا و آنچه در آن است عوض کند.

الهی من ذی الذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا:

ای خدای عزیز و مهربانم کیست که شیرینی محبت تو و انس با تو را چشیده باشد و حاضر باشد با چیز دیگری عوض کند. (مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشره، مناجات محبین)


 

نوشته شده توسط مرضیه در یکشنبه 4 دی1390 ساعت 22:32 موضوع عرفانی | لینک ثابت


دلم گرفته....

دلمان بگیرد وقتی عفاف کم می شود

دلمان بگیرد وقتی دختران ما برای عروسک دیگران شدن

هکتار هکتار ایمان ضرر می کنند ...



اشتباه نکنید::::::

حجاب اختراع جمهوری اسلامی نیست
==========
خواهرم چادر سیاه تو تیری است بر چشمان هرزه دشمنان تو...
ارزوی دیدن روزی را دارم که تمام زنان مسلمان یکصدا بگویند :
"به حجابم افتخار می کنم"


 

نوشته شده توسط مرضیه در شنبه 3 دی1390 ساعت 14:33 موضوع عرفانی | لینک ثابت


دوست داشتن

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد
خدا فرمود : خودت باید آن ها را ترک کنی
I asked god to take away my habit
God said no it is not for me to take a way , but for you to give it up

از او در خواست کردم دوست معلولم را شفا دهد
فرمود :لازم نیست روحش سالم است جسم هم که موقت است
I asked god to make my handicapped friend whole
God said no, his spirit is whole , his body is only temporary.

از او خواستم لا اقل به من صبر عطا کند
فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است عطا کردنی نیست آموختنی است
I asked god to grant me patience.
God said no, patience is a byproduct of tribulation .it is not granted ,it is learned
.

گفتم مرا خوشبخت کن
فرمود نعمت از من خوشبخت شدن از تو
I asked god to give me happiness.
God said no , I give you blessings ; happiness is up to you
.

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند
فرمود : رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیکترت می کند .
I asked god to spare me pain .
God said ,no suffering draws you apart from worldly cares and brings
you closer to me.

از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم.
فرمود :برای این کار من به تو زندگی داده ام .
I asked god for all things that I might enjoy life.
God said no, I will give you life , so that you may enjoy all things

.
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارم .
خدا فرمود : آها بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد !
I asked god to help me love others , as much as he loves me.
God said: Ahah finally you have the idea
.


 

نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه 30 آذر1390 ساعت 19:49 موضوع عرفانی | لینک ثابت


فقر

"فقر" گرسنگی نیست
عریانی هم نیست
"فقر"، چیزی را نداشتن است
ولی آن چیز پول نیست،
طلا و غذا نیست

"فقر"همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته یک کتابفروشی می نشیند!
"فقر"، کتیبه سه هزار ساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند!
فقر پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود!

"فقر" همه جا سرمیکشد.
"فقر"شب را بی غذا سرکردن نیست
"فقر" روز را بی اندیشه سر کردن است...


 

نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه 23 آذر1390 ساعت 15:1 موضوع عرفانی | لینک ثابت


کاش می شد مرتکب این همه خطا نمی شدم

آیت‌الله فاطمی‌نیا (سلمه‌الله) می‌فرمودند:
بسیاری از جهنمیان به واسطه زبان جهنمی می شوند.

 

کاش می شد لبهایم را بدوزم ! تا نلرزانم دلی را

برهم نزنم رفاقتی را ، نشکنم حرمت انسانی را

حرفی به ناحق نگویم، دل پدر و مادرم را به درد نیاورم

قسم دروغ نخورم ، نکند با تبسمم اهل معصیت را به گناه

تشویق کنم ، نکند مستحقی را با تندی کلامم آزرده کنم

به نرمی با نامحرم سخن نگویم ....

........ کاش می شد مرتکب این همه خطا نمی شدم ............

................. تنها با باز شدن دهانم ........................

98b477477e7794a9e428a744867622d8-300


----------------
پ.ن:
كاش زبان را در دهان زندانی كنیم. عضوی كه سالهای سال استحقاق زندانی شدن را دارد همین زبان است.


 

نوشته شده توسط مرضیه در سه شنبه 22 آذر1390 ساعت 11:33 موضوع عرفانی | لینک ثابت


شفاعت نماز اول وقت

آی رفقایی که به نماز اول وقت عادت کرده‌اید، همین نماز اول وقت شما را نزد ملک‌الموت شفاعت می‌کند. یک کسی گفت: من یک کسالتی داشتم-ظاهرا یرقان گرفته بود و کسانی که یرقان می‌گیرند کبدشان حساس می‌شود و فقط باید شیر و شیر برنج بخورند، آن وقت چنین کسی یک اشتهای قوی پیدا می‌کند برای خوردن گوشت-گفت: اشتهای زیادی به گوشت پیدا کرده بودم، گفتم: یک لقمه گوشت به من بدهید! گفتند: اگر ما به تو گوشت بدهیم؛ تو از بین خواهی رفت. گفت: بالاخره آهسته، بدون اینکه کسی بفهمد، محل گوشت کوبیده را پیدا کردم و از آن خوردم! تا خوردم، دل درد سختی گرفتم! طبیب آمد آهسته به اطرافیان من گفت: این مریض چه کار کرده که در مخاطره افتاده است؟ گفتند: از خودش بپرس. به طبیب گفتم: آقا من گوشت خورده‌ام. طبیب گفت: امیدی به درمانت نیست! ایشان به امام زمان (ع) متوسل می‌شود. گفت:‌‌ همان شب دیدم یک شخص فوق العاده زیبارو با یک شخص دیگر که چنگکی در دستش بود، وارد شدند. -این شخص حضرت ملک الموت (ع) بوده است و شخص زیبا رو هم نماز اول وقتش- هر چه ملک الموت (ع) می‌خواست که این چنگک را بیندازد و از نوک پنجه روح را بکشد، آن شخص زیبارو جلوی دست او را می‌گرفت! بالاخره مانع از قبض روح توسط ملک الموت (ع) شد. نماز اول وقت بین شما و مرگ شما شفاعت می‌کند. مبادا از دست دهید.


 

نوشته شده توسط مرضیه در دوشنبه 21 آذر1390 ساعت 12:53 موضوع عرفانی | لینک ثابت


بزرگترین وظیفه‌ى منتظران حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداء

انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهى ملكوتى است كه باید بیاید و با كمك همین انسانها سیطره‌ى ظلم را از بین ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحید را بلند كند؛ انسانها را بنده‌ى واقعى خدا بكند. باید براى این كار آماده بود... انتظار معنایش این است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نیست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اینكه كار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. ...انتظار فرج یعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (علیه الصلاة والسلام) براى آن هدف قیام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.

گلچینی از بیاناتحضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای،

دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 27/05/1387



 

نوشته شده توسط مرضیه در یکشنبه 20 آذر1390 ساعت 15:40 موضوع دل نوشته ها | لینک ثابت


دوست از جنس مخالف با کلاس به نظر می رسد ولی...

دوست از جنس مخالف با کلاس به نظر می رسد ولی...

دوست از جنس مخالف چیزی است که متاسفانه در مجلات و چیزهای دیگر تبلیغ می شود،متاسفانه جوانها، حتی عده ای از بزرگسالان ما هر چیزی رو که از غرب می یاد رو مدرن، زیبا،بدون نقص و در جهت کمال می دانند،که در اکثر موارد چیزی خلاف تصور آنها می باشد  .

دوست از جنس مخالف در دهان بعضی ها با کلاس به نظر می رسد و داشتن آن هم همینطور،ولی واقعیت این است که این مساله واقعا قبیح و زشت می باشد و دختر و پسر ها را در معرض تباهی قرار می دهد،شاهد آن بعضی جرایم است که همه ما در روزنامه ها می خوانیم و متوجه می شویم که سبب این جنایتهای هولناک همین دوستی ها بوده است،

مطمئنا و با کمال معذرت کثافتکاریهایی در زیر سایه این دوستی ها به وقع می پیوندد،که پدر ها و مادر ها اطلاعی ندارند،پدر و مادر با سالها مشقت دخترشان را بزرگ کرده اند،مادر شبها بیداری کشیده و از او مراقبت کرده،پدر بخاطر او سالها کار کرده و زحمت کشیده،مثل پری او را بزرگ کرده اند و مراقب او بوده اند،و انتظار دارند دخترشان متانت خود را حفظ کند تا در هنگام ازدواج آبرومندانه به خانه بخت برود و خوشبخت شود .

ولی دختر خانم بجای پرداختن به درس فکرش جایی دیگر است،او در مقابل این همه زحمت پدرو مادر،  برای خودش ارزشی قائل نیست و خود را به نام دوستی در اختیار یک جوان هرزه قرار می دهد،و بیشترین آسیب را می بیند.

همه ما ها کم و بیش این آسیب ها و سوء استفاده ها را در مجلات و روزنامه ها،از زبان خود دختر خانم ها شنیده ایم و خوانده ایم، ودر مواردی باعث بی آبرویی و سر افکندکی پدر و مادرشان شده اند.

آیا دختر می داند وقتی پدر متوجه این قضیه می شود چقدر خراب می شود و چه احساسی پیدا می کند؟؟؟

سوال این است آیا این دوستی ها ارزش این همه نگرانی،زیان و خیانت به پدر و مادر رادارد؟؟؟

پسر هم در این دوستی ها آسیب می بیند،او دیگر همان جوان سابق نیست،حیا و شرم سابق را ندارد،مثل گذشته قابل اعتماد نیست،احتمالا فکرهای بدی هم به سرش زده ، یا کارهای بدی هم انجام داده است که همه اینها می توانند جوان را در آستانه انجام خلاف های بزرگتر قرار دهد، از همه مهمتر اینکه عشق برای زندگی، برای او یک بازی شده است.

چیزی که در بعضی زوج ها مشاهده می شود این است که زوج هایی که در دوران مجردی دوستی نامشروع داشته اند به همسر خود بدبین می باشند و در موراردی این بدبینی ها باعث اختلاف می شود.

زن و مردی که در دوران مجردی چنین دوستی هایی را داشته اند زمینه روابط نامشروع در آنها وجود دارد و خود همین دوستی ها، نوعی روابط نامشروع می باشد که نامی باکلاس برای آن انتخاب کرده اند و جوانان این مرزو بوم را تشویق و تبلیغ به آن می کنند.


 

نوشته شده توسط مرضیه در پنجشنبه 17 آذر1390 ساعت 8:6 موضوع حکمت ها | لینک ثابت


مااهل کوفه نیستیم

خواستم تحلیلی کنم بر حوادثی که در زمان امام حسین رخ داد

میدونیم که توی جنگ امام حسین با لشکر یزید نیروهای دشمن امام از اهل کوفه بودند نه اینکه عبید الله از مصر لشکری برای جنگ آماده کرده باشد..
اما سوال اینجاست چرا اهل کوفه با امام زمانشان جنگیدند؟؟؟
کوفه در تاریخ همیشه مقر شیعه بوده اینطور نیست که کوفی کافر باشد همه اونایی که عراق رفتند میدونن کوفه(کربلا و نجف{البته نه دقیق}) از همه جا شیعه تر هستند و مردم خیلی خوبی داره
درسته حضرت علی توی خطبه ها خیلی از کوفی گله کرده اما خیلی جاها هم بوده که درباره کوفه و مردمانش به گونه ای یاد کرده که انگار گلستانی است پر از گل...(نهج البلاغه)
همه اینها یعنی چه؟؟؟یعنی این شیعه بود که با امام جنگید.... بگذارید هنوز ادامه دارد
کوفه مقر حکومت علی بود...علی بر کوفیان حکومتی کرد که دنیا اون حکومت را نخواهد دید مگر در ظهور مهدی(ع).یعنی کوفیان حکومت علی را دیده بودند عدل علی را...
کوفیان برای امام نامه مینویسند که بیا..امام میاید ولی در راه چه میشود؟؟همه میگویند:عبید الله کوفیان را مجبود کرد حالا چه با پول چه تهدید چه هرچی که بیعت بشکنند...من میگویم آیا میشود؟؟؟؟آیا میشود ایمان را خرید؟؟؟آیا میشود با پول شیعه را به جنگ امامش فرستاد؟؟؟اگه من خنجر روی گلوی تو بگذارم بگویم اگه با مهدی بیعت کنی میکشمت... بیعت میشکنی؟؟؟؟از آن بالاتر به جنگ با مهدی میروی؟؟؟حتما میگویی نه نه نه.

کوفی احمق نبوده کوفی نادان نبوده کوفی دیووانه نبوده چرا که علی را داشته قران را داشته کوفی شیعه بوده و همه چیزهایی که ما داریم...
اما زمانی که امامش میاید در مقابلش میایستد شمشیر میکشد روز عاشورا امامش او را دعوت میکند به حق میتواند از دشمن جدا شود و به حق برود ولی جز اندکِ اندکی ایمان محکم نمیکنند این یعنی در حقانیت حسین {شک} دارد!!!!
آری شیعه ی علی امام زمانش را نمیشناسد همین میشود که عاشورا رقم میخورد....
آیا من امام زمانم را میشناسم؟؟؟اگر روزی مهدی بیاید در مقابلش می ایستیم؟؟حتما شعار میدهیم اینها چه حرفی هست امام زمان روی چشم ما جا دارد کسی چپ نگاه کند ...
اما خدایا از اون روزی میترسم که دنیا به امامم ایمان بیاورد ولی من هنوز {شک} داشته باشم...
میترسم از روزی که تاریخ تکرار شود..چیزی درونم میگوید حتما تکرار میشود یعنی همینهای اطرافمان شاید خودمان روزی تاریخ را تکرار کنیم
احادیثی هست که میگویند اول جوامعی که به مهدی فاطمه ایمان میآورند غربی ها(غیر مسلمانها)هستند.....

انقدر نگوییم ما اهل کوفه نیستیم کمی فکر کنیم کوفی چه چیز نداشت که امام زمانش را پس زد؟؟؟
آنها را بیابیم و درونمان کاملش کنیم..التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج


 

نوشته شده توسط مرضیه در یکشنبه 6 آذر1390 ساعت 9:20 موضوع عرفانی | لینک ثابت


آقا جان شرمنده ایم....

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست .

شرمنده ایم .

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می دانیم کوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است که در حق تو کرده ایم .

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،

و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .


 

نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه 2 آذر1390 ساعت 8:10 موضوع عرفانی | لینک ثابت


گفت و گو با شیطان

گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» …

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می خندی؟»

پاسخ داد: «از حماقت تو خنده ام می گیرد»

پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز»


 

نوشته شده توسط مرضیه در یکشنبه 29 آبان1390 ساعت 10:0 موضوع داستانهای کوتاه | لینک ثابت


یه داستان واقعی...

الهام صبح بعد از صبحانه رفت جلوی آیینه و مشغول آرایش کردن شد...

چندباری آرایشش رو پاک کرد...

نه این خوب نیست... نه اینم نمیشه .... نه...

آهان این بهتر شد....

 با غرور نگاهی به خودش کرد و تو دلش گفت: همینه! این خوبه، اینجوری می تونم نظر حمید پسر خوش تیپ کلاس رو به خودم جذب کنم ...باید هم دل حمید رو ببرم، هم شرطی رو که با مریم بستم ... آخه این چه حرفیه مریم میزنه! مگه میشه یه پسر دنبال دختر چادری های محجبه باشه اونم حمید! نمی دونم...

آخه این پسره چقدر میتونه مغرور باشه که به هیچ دختری محل نمیذاره ...

ولی من میدونم چی کارش کنم...

توی راه دائم فکرش مشغول این بود که چه طوری می تونه به حمید نزدیک بشه تا یه خودی نشون بده و.... باخودش گفت اگه فقط یه نگاه بهم بکنه کافیه....

خانم مسنی که توی تاکسی کنار الهام نشسته بود  لبخندی به الهام زد و توی دلش دعا کرد که همه جوونا عاقبت بخیر بشن...

الهام حواسش پیش حمید بود نمی دونست راننده تاکسی انقدر خیره از آیینه نگاهش میکنه که چندبار نزدیک بود تصادف کنه...

مریم جلوی درب دانشگاه منتظرش بود بعد از سلام و احوال پرسی الهام با غرور خاصی گفت امروز دیگه شرط رو میبرم و حال تو رو میگیرم

هر طوری بود از حراست رد شدن و رفتن سر کلاس...

******


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مرضیه در پنجشنبه 26 آبان1390 ساعت 12:35 موضوع حکمت ها | لینک ثابت


فیلتر شکن

همه راه های عبور از فیلتر


همه راه های عبور از فیلتر

سلام امروز قصد دارم قوی ترین فیلتر شکن دنیا رو به شما معرفی کنم ولی قبلش باید به شما انواع فیلتر شکن ها را معرفی کنم و اینکه اصولا هر فیلتر شکن به چه دردی می خورد.





1- نماز:
فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ... باوری ندارید " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر - عنکبوت/44".

2- ماه مبارک رمضان:
 این سری از فیلتر شکنها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می شود ویروس هایی با گناه وارد خود کرده اید قتل عام کند .

3- قرآن :
 فقط برای این فیلترشکن بگویم که نظیرش اصلا وجود ندارد همه متخصص فیلتر شکنی (پیامبران) جلوی این کلام الهی زانو می زنند ... برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و فهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است.

4- محبت اهل بیت:
متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این برای کسانی است واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند.

5- اذکار:
این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود.
اخطار اخطار : در مورد این فیلترشکن باید گفت نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد پس مواظب باشید.

دلیل فیلتر شدن!!!:
وقتی انسان گناه می کند به دلیل جهلشان به ازای هرگناه یک قدم از خدا دور می شود این فیلتر ها بر چشمانمان، گوش هایمان و قلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد ان شاءالله به راه مستقیم هدایت می شود.

به هر حال هدف من معرفی بهترین فیلتر شکن ، قوی ترین فیلتر شکن و سریعترین فیلتر شکن بود حالا تصمیم با خودتان است، انشاءالله که استفاده برده باشید.



 

نوشته شده توسط مرضیه در دوشنبه 23 آبان1390 ساعت 9:0 موضوع عرفانی | لینک ثابت


امام مونس

شُکر عملیِ یک رفیق و همدمِ دلسوز، وقتی ادا می‌شود که انسان با او انس بگیرد، رفاقت خوبی با او داشته باشد به راحتی او را از دست ندهد او را از خود نرنجاند، و خلاصه هر چه رفاقت او را محکم تر می‌سازد انجام دهد. به علاوه از هر چه در دوستی با او تأثیر منفی می‌گذارد، خودداری کند و ...

 امام"علیه‌السلام" نیز انیس رفیق است، همان طور که امام‌رضا"علیه‌السلام" فرموده‌اند:

اَلامِامُ ... الأَنیسُ الرَّفیقُ

پس باید حقّ رفاقت ایشان ادا شود چرا که رفاقت، دو طرفه است نه یک طرفه. ما باید مونس خوبی برای ایشان باشیم. و همان گونه که ایشان ـ در عین بی نیازی از ما و در اوج عظمت ـ از ما یاد می‌کنند، ما نیز ـ در شدّت نیاز پیوسته و احتیاج مبرم ـ باید از ایشان یاد کنیم.

آن حضرت"ارواحنا له الفداء" فرموده‌اند:
انا غیر مهملین لمراعا تکم ولا ناسین لذکر کم

ما، در رسیدگی و مراقبت از شما کوتاهی نکرده، و یاد شما را فراموش نمی‌کنیم.


اگر ما بدانیم که دوست دلسوزی هر روز به یاد ما است، اگر ما با او تماس نگیریم او با ما ارتباط برقرار می‌کند، و اگر ما از او سراغ نگیریم و حال او را نپرسیم، او سراغ ما را می‌گیرد و از حال ما پرس و جو می‌کند، اگر مسافرت هم برود ما را فراموش نمی‌کند و از ما خبر می‌گیرد. طبیعی است که ما هم پیوسته و مرتّب از او یاد کرده و دعاگوی او می‌شویم، مکرّر برایش نامه می‌نویسیم و او را به مجالس خود دعوت می‌کنیم و ...

اگر ما واقعاً این گونه با امام زمان"علیه‌السلام" انس بگیریم، زندگی فردی و جمعی ما به گونه دیگری می‌شود، متفاوت با آنچه که اکنون هست. ولی متأسّفانه می‌بینیم که حتّی در جامعۀ شیعه هم امام زمان"علیه‌السلام" ـ آن چنان که شایسته است ـ در زندگیِ رعیّت و امّت خود نقش اساسی ندارند، تا آنجا که می‌توان ادّعا کرد که از متن زندگی افراد حذف شده‌اند. با این همه، آن حضرت، بزرگوارانه، انس خود را به طور یک طرفه با شیعیان خویش برقرار نگاه داشته‌اند و اگر آن‌ها به یاد امام زمانشان"علیه‌السلام" نیستند ایشان به یاد آن‌ها هستند.

 اگر آن‌ها با حضرت مهدی"علیه‌السلام" رفاقت نمی‌کنند، حضرت با آنها رفیق هستند. کجا در عالم، چنین دوستی پیدا می‌شود که سال‌های سال به طور یک طرفه با دیگری رفاقت کند، در حالی که هیچ نیازی هم به او ندارد! امّا چقدر جای تأسّف دارد که شکر این رفیق و مونس عزیز گزارده نمی‌شود، و باز هم مهجور و متروک قرار داده می‌شود!

خدایا ما را ببخش!


 

نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه 18 آبان1390 ساعت 9:41 موضوع عرفانی | لینک ثابت


چگونه خواب امام زمان (عج) را ببینیم؟



شاگرد: استاد ، چکار کنم که خواب امام زمان رو ببینم !؟

استاد: شب یک غذای شور بخور . آب نخور و بخواب . ببین چه خوابی میبینی .
شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.

شاگرد: استاد دائم خواب آب میدیدم !‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم . کنار لوله آبی در حال خوردن آب هستم ! در ساحل رودخانه ای مشغول.... گفت اینا رو خواب دیدم!

استادش فرمود : تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏ ؛‏ تشنه امام زمان بشو ....تا خواب امام زمان ببینی !


 

نوشته شده توسط مرضیه در پنجشنبه 12 آبان1390 ساعت 15:5 موضوع عرفانی | لینک ثابت


علائم حتمی ظهور:

علائم حتمی ظهور:

1-خروج یمانی

2-خروج سفیانی

3-بانگ آسمانی

4-کشته شدن نفس زکیه

5-خسف سرزمین بیداء

 ......توضیح کامل در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مرضیه در سه شنبه 26 مهر1390 ساعت 9:58 موضوع آخر الزمان وظهور | لینک ثابت


حکمت الهی و نحوه مرگ


پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل به شخصی گذشت كه زیر دیواری جان داده بود، و نیمی از بدنش را بیرون از دیوار درنده و حیوانات پاره كرده بود. از آن شهر گذشت و به شهر دیگری آمد و دید: یكی از بزرگان آن شهر كه مرده بود كفن دیباج بر او نموده و بر تابوت زر قیمت نهاده و عود و عنبر بر جنازه اش می ریختند و جمعیت زیادی در تشییع جنازه اش شركت كرده اند!! عرض كرد:


خدایا تو حكیم عادل هستی و ستم روا نمی داری از چه رو آن بنده ات كه هرگز شرك نیاورد، آن طور بمیرد، و این شخص كه هرگز پرستش ‍ ننموده این طور بمیرد.


خطاب شد: همانطور كه گفتی من حكیم هستم و ستم روا نمی دارم ، اما آن بنده گناهانی داشت ، خواستم به این نوع مردن كفاره گناهانش باشد، كه پاكیزه نزدم آید. و این شخص نیكوكاریهائی داشت ، خواستم پاداش آن را در دنیا به او بدهم و چون نزدم آید كردار نیكی برایش ‍ نباشد.



یکصد موضوع 500 داستان / سید علی اکبر صداقت


 

نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه 13 مهر1390 ساعت 8:4 موضوع عرفانی | لینک ثابت


امام صادق (علیه السلام)

رسم رفاقت
دوست خوب يكى از سرمايه هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوشبختى آدمى است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مى كند و شادمانى و نشاط را در گرو همنشين با رفيق مى داند.
رفيق شايسته, براى جوان جايگاه خاص خويش را دارد و اهميت آن به گونه اى است كه در شكل دهى شخصيت او نقش بزرگى ايفا كرده, اولين احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ايجاد مى كند.
جوان از يك سو به كشش طبيعى و خواهش دل, عاشق دوستى و رفاقت است و به ايجاد عميق ترين روابط دوستانه با يك يا چند نفراز همسالان خود هست وازطرف ديگر براثراحساسات ناسنجيده و عدم نگرش عقلانى ممكن است در دام رفاقت با دوستان نادان و تبهكار افتد، از اين رو خطر وجود دوستان بد وناپاك, اين نگرانى را در جوان ايجاد مى كند كه چگونه يك دوست خوب و يكدل را انتخاب كنم؟
امام صادق
(عليه السلام) رفقا را سه نوع مى داند:
1 ـ كسى كه مانند غذا به آن نياز هست و آن (رفيق عاقل) است.
2 ـ كسى كه وجود او براى انسان به منزله بيمارى مزاحم و رنج آور است و آن (رفيق احمق) است.
3 ـ كسى كه وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن (رفيق روشن بين و اهل خرد) است.


شيوه انتخاب دوست در نگاه پيشواى ششم, اين گونه است:

(رفاقت, حدودى دارد, كسى كه تمام آن حدود را دارانيست, كامل نيست, و آن كس كه داراى هيچ يك از آن حدود نيست, اساسا دوست نيست:
1 ـ ظاهر و باطن رفيق, نسبت به تو يكسان باشد.
2 ـ زيبايى و آبروى تو را جمال خود بيند و نازيبايى تو را نا زيبايى خود بداند.
3 ـ دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام, روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد.
4 ـ در زمينه رفاقت, از آنچه در اختيار دارد, نسبت به تو مضايقه ننمايد.
5 ـ تو را در مواقع گرفتارى و مصيبت ترك نگويد.)

دوست آينه تمام نماى دوست است و دو دوست مثل دو دست اند كه آلايش يكديگر را مى شويند و به فرموده امام صادق ( ع ) :
كسى كه بيند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند, با آنكه توان آن را دارد, به او خيانت كرده است.

همچنين فرموده اند: دوست داشتنى ترين برادر من كسى است كه عيوب مرا به من هديه كند (به من بازگو كند).

امام صادق
(عليه السلام) ضمن تإكيد فراوان به انتخاب دوست خوب وپايدارى دراين دوستى, جوانان را ازرفاقت با نادان و احمق پرهيز مى دهد:
كسى كه از رفاقت با احمق پرهيز نكند, تحت تإثير كارهاى احمقانه وى قرارمى گيرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند او مى شود.

در فرهنگ نورانى حديثى ما, جوانان را از رفاقت با بدنامان بر حذر داشته, آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز و سخن چين ترغيب مى سازند.

امام صادق
(عليه السلام) مى فرمايد:
(از سه طأفه مردم كناره گيرى كن وهرگز طرح دوستى ورفاقت با آن مريز;خأن, ستمكار وسخن چين. زيرا كسى كه براى توبه ديگرى خيانت كند, روزى نيز به تو خيانت خواهد كرد و كسى كه براى تو به ديگران ظلم و تجاوز كند, به تو نيز ظلم خواهد كرد و كسى كه از ديگران نزد تو سخن چينى كند, عليه تو نيز نزد ديگران نمامى خواهد نمود.)

راه و (رسم رفاقت) در ثبات و پايدارى دوستى موثر است.
گوشه اى از شيوه آن را دركلام امام صادق
(عليه السلام) مى نگريم: (كمترين حق آن است كه:
دوست بدارى براى او چيزى كه براى خود دوست مى دارى. كراهت داشته باشى درحق او, ازآن چه براى خود كراهت دارى.ازخشم او بپرهيزى, به دنبال رضا وخشنودى او باشى. با جان و مال و زبان ودست و پايت او را كمك كنى. مراقب وراهنماى او و آيينه او باشى. سوگندش را قبول كنى, دعوتش را اجابت نمايى, هرگاه بيمار شد,به عيادتش بروى وهرگاه فهميدى حاجتى دارد, قبل از اين كه بگويد, آن را انجام دهى, و وى را ناگزير نكنى كه انجام كار را از تو درخواست كند...)

 

جوانى (فرصت نيكو ) و (نسيم رحمت) است كه بايد به خوبى از آن بهره جست


 

نوشته شده توسط مرضیه در شنبه 9 مهر1390 ساعت 10:36 موضوع احادیث | لینک ثابت


مواظب باش

شرایط دعا كردن

اول :

اعتراف به گناهان ؛

دوم :

شكر نعمت‌ها؛

سوم :

صلوات بر محمد و آل محمد؛

چهارم :

 دعا كردن و حاجت خواستن؛

پنجم :

 صلوات بر محمد و آل محمد.

اگر دعایتان مستجاب شده مواظب سه حالت باشید

اول :

 آن كه عجب نكنى و نگویى من معلوم مى‌شود آدم خوبى هستم كه دعایم مستجاب شد زیرا عجب و خودپسندى باعث فساد عمل و غلبه شیطان است .

دوم :

شكر و حمد خدا نمایى كه تفضل كرد بر تو به اجابت دعاى تو، بلكه مستحب است دو ركعت نماز شكر بجا آورى.

سوم :

 همین كه دعاى تو مستجاب شد ترک دعا نكنى و باز در خانه خدا بروى تا بیگانه نشوى و در وقت حاجت خواستن دوباره آشنا باشى.

اگر دعایتان به اجابت نرسید مواظب این سه حالت باشید

اول :

 آن كه مأیوس نشوى از رحمت خدا، زیرا به اجابت نرسیدن دعا ممكن است به سبب گناهان تو باشد كه مانع اجابت است پس درصدد رفع آن به توبه و تعذیب نفس برآى .

دوم :

ترک دعا نكن.

سوم :

راضى باش به تقدیر الهى تا همان رضاى تو باعث اجابت دعایت بشود.

امام حسن علیه السلام مى فرماید:
من ضامنم از براى كسى كه در قلب او چیزى خطور نكند جز رضا و خشنودى به قضاى خدا
این كه دعا كند پس مستجاب شود.

راضى باش به تقدیر الهى تا همان رضاى تو باعث اجابت دعایت بشود

دعا كردن سه حالت دارد كه به هر حالتى كه باشد براى انسان اجر معنوى دارد

حالت اول :

 آن كه صلاح بنده در آن هست و به او مى رسد و مشروط به دعا نیست و در این صورت ثمره دعا تقرب بنده است به خدا.

حالت دوم :

آن كه صلاح بنده در آن هست و رسیدن به آن مشروط است به دعا كردن و در این صورت ثمره دعا دو چیز است یكى رسیدن به مطلوب و دیگر تقرب به خدا.

حالت سوم :

 آن كه صلاح بنده در آن نیست و به آن نمى‌رسد چه دعا بكند چه نكند و در این صورت ثمره دعا دو چیز است یكى تقرب به خدا، دوم عوض آن كه در دنیا از او منع شده در آخرت به اضعاف آن به او عطا مى شود.




 

نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه 30 شهریور1390 ساعت 11:38 موضوع عرفانی | لینک ثابت


نعمت وجود امام (ارواحنافداه)

از جمله نعمت‌های باطنی و ارزشمند كه خداوند به ما ارزانی داشته و ما آن گونه كه شایسته است، قدر آن را نمی‌دانیم، نعمت وجود امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است. امام عصر (سلام الله علیه) متعلّق به گروه یا فرقه خاصّی نیست؛ او متعلّق به همه است. واسطه رحمت و فیض الهی است. هر كس هر چه دارد، به بركت وجود اوست؛ امّا اكثر مردم او را نمی‌شناسند و با وی ارتباط ندارند.

متأسفانه در بین مردم افرادی وجود دارند كه برای هیچ كس احترام قائل نیستند و ممكن است در مقابل خدا و امام عصر (ارواحنافداه)  نیز مرتكب گناه شوند.

یكی از دلایل این معضل بزرگ این است كه مردم آن طور كه باید امام را نمی‌شناسند، معنای نگه داشتن حرمت حضرت مهدی (سلام الله علیه) را نمی‌دانند و برای ایشان ارج و بهایی، قائل نیستند. برای روشن تر شدن این مسأله، مثالی می‌زنیم؛ افراد سیگاری در برابر كسانی كه برای آن ها ارزش قائل اند، سیگار نمی‌كشند، با این كه شاید سیگار كشیدن را هم جرم و گناه به حساب نمی‌آورند. بنابراین می‌توان این گونه نتیجه گرفت: كسی كه در مقابل چشمان حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) گناه می‌كند، جایگاه و مقام ایشان را درك نكرده و برای او ارزش و بهایی قائل نیست.

اگر ما نسبت به حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) شناخت داشته باشیم و ایشان را حاضر و ناظر بر اعمال خود ببینیم، كاری را كه ایشان دوست ندارند و نمی‌پسندند، هرگز انجام نمی‌دهیم. در نقطه مقابل كسانی كه از این شناخت محروم هستند، به جاهلیّت درون خود رجوع كرده و مرتكب گناهان بسیاری می‌شوند.

این افراد در حقیقت مصادیق این حدیث مشهورند كه: «مَنْ ماتَ وَ لایَعْرِفُ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَـﺔً جاهِلِیَّـﺔً»؛1

كسی كه بمیرد در حالی كه امام زمان خود را نمی‌شناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.

معرفت امام در دل ماست.

دلیل دیگر كردار ناپسندانه ما در محضر خدا و امام زمان (سلام الله علیه)، غفلت است. ما خدا و امام زمان (ارواحنافداه) را می‌شناسیم و حضور او را حس می‌كنیم. معرفت امام در دل ماست و دوست هم نداریم از او دور باشیم؛ امّا دست به كارهایی می‌زنیم كه موجب می‌شوند خداوند و اهل بیت (علیهم السلام) از ما متنفر گردند. این به غفلت ما باز می‌گردد. باید برای  غبار غفلت از خانه دل خود چاره‌ای بیندیشیم.

مستضعف، به كسی می‌گویند كه قدرت دارد، امّا او را در موضع ضعف نگه داشته‌اند. كشورهایی چون افغانستان، عراق و ایران با این كه بهترین امكانات و منابع مادّی، معدنی و انسانی را در اختیار دارند، در سختی و گاهی فلاكت به سر می‌برند. ما ایرانیان بهترین نوع حكومت – نظام جمهوری اسلامی با رهبری ولایت فقیه- و ارزشمندترین نعمت‌های خدادادی را در اختیار داریم؛ اما به خوبی قدر این نعمت ها را نمی‌دانیم. به راستی ما چگونه از این موهبت‌های الهی استفاده می‌كنیم؟ آیا این هدایای خداوندی را تلف نمی‌كنیم؟

 -------------------

پی نوشت:

1. بحارالأنوار، ج 27، (ص) 201.


 

نوشته شده توسط مرضیه در دوشنبه 28 شهریور1390 ساعت 15:24 موضوع عرفانی | لینک ثابت


از پشت سر نیفتیم

خیلی نگو من گناهکارم . این را ادامه نده تا به یقین برسد . روی صفات خوب و کارهای خوب کار کن تا به یقین برسند.

معصیت را بع یقین نرسان. ایمان را به شک تبدیل نکن. اینکه به شما روزی داده خلق کرده ، اینجا نشانیده،هیچ کدام دست ما نبوده است. همه را خدا کرده است. در این یقین شک نکنید.

از آن طرف پشت بام نیفتید ! بعضی ها احتیاط می کنند عقب عقب می روند از آن طرف پشت بام می افتند.جماعت زیادی از آن طرف افتادند. اصلا من ندیده ام کسی از جلو بیفتد. همه از پشت سر می افتند . پشت رو هم افتاده اند.حالا چه طور میشود بیاوریشان بالا!

رفتی علم را بفهمی خراب کردی. رفتی بچه را تربیت کنی فاسدش کردی. بچه را دشمن خدا کردی. هر کاری کردی از پشت سر افتادی....

 

وقتی بسم الله را بفهمد دیگر نه جلو می افتد نه از پشت سر....

چقدر راحتت کردم . چقدر زحمتت را کم کردم به شرطی که قبول کرده باشی. انسان اگر قبول کند که هیچ ، اگر بگذارد برود خودش درست کند هزار و پانصد سال است میخواهد بسم الله را یاد بگیردو هنوز هم مشغول است....

کتاب دوم طوبای محبت مجالس حاج اسماعیل دولابی


 

نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه 16 شهریور1390 ساعت 15:10 موضوع عرفانی | لینک ثابت


بین خودمون و خدا رو قشنگ کنیم

شب ها خیلی قشنگ و زیباست با خدا سنگ تمام ترازو بگذارید و رابطه را با او اصلاح کنید . انشاالله خبر خوشحالی بیاورید که خدا با شما چه کرد. می گویند : شخصی الکی می رفت بین مردم و می گفت :نمی دانید خدا با من چه کرده است!خیلی به من خوبی کرده است. کارهایی که در حق من کرده است با هیچ کس نکرده است. خدای مهربان هم دید بنده چاپلوسی می کند. به ملائکه گفت : چیزی به او بدهید . بندهای مرا امیدوار کرده استو چقدر مشتری مرا زیاد کرده است.

هرکس محبت داشته باشد پیش خدا تملق گویی  میکند.هرچه تملق بگوید کم گفته است . هرچه بگوییم کم است ولی روح ما چون همه را نیافته است ممکن است تملق باشد.

یکی را امروز چیزی به او نمی دهد ولی چند روز دیگر در خلق عزیزش میکند . اگر هم نکرد فردا مثل خورشید در صحرای قیامت راهش می اندازد. می گوید بنده من اگر در دنیا به تو چیزی ندادم الان به تو عزت می دادم. خلاصه خداوند تلافی می کند هیچ گاه کسی را محروم نمی کند منتها باید جوری باشد که بین ما و او قشنگ در باز شود

طوبای محبت کتاب اول جلسات حاج اسماعیل دو لابی


 

نوشته شده توسط مرضیه در یکشنبه 13 شهریور1390 ساعت 15:40 موضوع عرفانی | لینک ثابت


مواظب باشیم

دوربین عکاسی را طوری ساخته اند که وقتی دکمه را می زنند هم نور می زند و هم عکس می اندازد . این مربوط به آخرت هم هست یعنی شما اول نور بیندازید بعد عکس بردارید.اول بر پیغمبر خدا صلوات بفرست بعد به زندگی خودت نگاه کن و ببین چقدر قشنگ است.

با نور زیبایی و پاکی سر نماز دستی چشمهایتان می مالید صلواتی می فرستید دعایی هم می خوانید آن وقت به زندگی خود نگاه می کنید امیدوارم ببینید که در زندگی تان زیبایی زیاد هست.

شیعیان امیر المومنین (ع) زندگی این عالم شان هم خوب خوب است . اگر چه تلخ باشد ولی همه اش خوب است. خداوند خستگی هایمان را به در کند و هیچ گاه خسته نشویم.هروقت هم خسته شدی تکان یه خودت بده خدا رفع می کند. وقتی سرت را تکان دادی خداوند قادر است به حق ائمه و خوبانش تمام خیالاتی را که داشت مغزت را می شکافت از بین می برد.

خداوند برکت دهد ؛هم قدرت ها زیاد کند و هم زندگی ها را سلامت کند تا راحت بنشینید وبرسید به جایی که یک ساعتش هفتاد سال عمر باشد . یک ساعت که آدم در بهشت بنشینید از هفتاد ساعت عبادت دنیا بهتر است .

خداوند، ظالمین دنیا ،از اول خلقت تا الان را از سر شما رفع کند تا قلب ها زنده ، راحت ،آرام و قشنگ سرجاهاشان به زندگی برسند . گویا ظالمی در روی زمین نیست . ظالمین به همدیگر مشغول شوند و شما تکانی نخورید.

طوبای محبت کتاب اول جلسات حاج اسماعیل دو لابی


 

نوشته شده توسط مرضیه در یکشنبه 13 شهریور1390 ساعت 15:39 موضوع عرفانی | لینک ثابت


خداوند هرچه عطا کند مال اوست

خداوند هرچه عطا کرده مال اوست برای فاطمه زهرا ست برای قلب شماست چون با آنها در تماس است لذت عبادت و قرب و اوصاف خوبی را که در شما هست خدابه شما نشان داده است .

خدارا شکر کن سجده کن و خوش  باش اعصابت قرص و محکم باشد بی قراری نکن .

شما طاقت ندارید جمال آنها را ببینید چرا شلوغ می کنید؟

خوب بنشین بگذار خدا کمکت کند. دست روی زانو بگذار و قشنگ بنشین.بگذار خدا کمکت کند.بر پیغمبر آخرالزمان صلوات بفرست که قوه شما زیاد می شود. هر وقت دعایی می شنوی یا مصیبتی از خوبان می شنوی و ناراحت می شوی آهسته صلوات بفرست این قوه شما را زیاد می کند .

صلوات خیلی کارها می کند . ظرف انسان را بزرگ می کند.

امیدوارم ظرفهای شما بزرگ باشد. دنیا نباید انسان را بگیرد. انسان نباید بی قرار شود و غرور او را بگیرد...

طوبای محبت حاج اسماعیل دولابی ص124


 

نوشته شده توسط مرضیه در دوشنبه 7 شهریور1390 ساعت 10:33 موضوع عرفانی | لینک ثابت